close
تبلیغات در اینترنت
اگه دخترها سربازی برن اینجوری میشه (طنز باحال)
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • دانلود فیلم سامورایی در برلین

    دانلود فیلم سامورایی در برلین

  • دانلود آهنگ تیتراژ فیلم ژن خوک محسن چاوشی

    دانلود آهنگ تیتراژ فیلم ژن خوک محسن چاوشی

  • دانلود فیلم ژن خوک

    دانلود فیلم ژن خوک

  •  دانلود فیلم رحمان 1400

    دانلود فیلم رحمان 1400

  • دانلود فیلم تگزاس 2

    دانلود فیلم تگزاس 2

  • دانلود فیلم خانم یایا

    دانلود فیلم خانم یایا

  • دانلود فیلم Captain Marvel

    دانلود فیلم Captain Marvel

  • دانلود فیلم Let’s Be Cops 2014

    دانلود فیلم Let’s Be Cops 2014

  • آشنایی با انواع خدمت سربازی و مدت زمان آن

    آشنایی با انواع خدمت سربازی و مدت زمان آن

  • دانلود فیلم 12Strong 2017 با دوبله فارسی

    دانلود فیلم 12Strong 2017 با دوبله فارسی

  • دانلود فیلم مارمولک با لینک مستقیم

    دانلود فیلم مارمولک با لینک مستقیم

  • دانلود فیلم موتور های مرگبار Mortal Engines 2018 با دوبله فارسی

    دانلود فیلم موتور های مرگبار Mortal Engines 2018 با دوبله فارسی

  • دانلود فیلم لس آنجلس تهران با کیفیت ۱۰۸۰p

    دانلود فیلم لس آنجلس تهران با کیفیت ۱۰۸۰p

  • دانلود فیلم Cold Skin 2017 پوست سرد با دوبله فارسی

    دانلود فیلم Cold Skin 2017 پوست سرد با دوبله فارسی

  • دانلود فیلم مبارزان کوچک با کیفیت 1080 و لینک مستقیم

    دانلود فیلم مبارزان کوچک با کیفیت 1080 و لینک مستقیم

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : 25 / 06 / 1394
  • بازدید : 322 مشاهده
اگه دخترها سربازی برن اینجوری میشه (طنز باحال)

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)

کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند…

سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس

سلام معصومه جان

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

صبحانه:

وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید

وا نه، لباسامون خاکی میشه …

آره، تازه پاره هم میشه …

وای وای خاک میره تو دهنمون …

من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار

این چیه؟ شوره

تازه، ادویه هم کم داره

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه

من که نمی خورم، دل درد میگیرم

من هم همینطور چون جوش میزنم

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!

بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟

برو خودت غذا درست کن

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار

فرمانده: کجان اینا؟

معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود…

هوووو….بی شعور

مگه خودت خواهر مادر نداری…

بی آبرو ******** بیرون…

وای نامحرم…

کثافت حمال…

(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟

جوجه بدون برنج

رژیمی عزیزم؟

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:

وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.

آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.

سرباز: آخه گناه داره، طفلکی

 
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا