close
دانلود آهنگ جدید
سند بلاست ساوالان | طراحی روی شیشه، سکوریت و شیشه خام| چوپز|طنز - مطالب ارسال شده توسط iceboy-khiav
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
محصول پرفروش فروشگاه
Title
سندبلاست ساوالان
طراحی روی شیشه
آدرس کارگاه گوگل مپ
آدرس جهت اطلاعات بیشتر
تبریز، انتهای شهرک یاغچیان، اول جاده ی چاوان، جنب بتن آماده آذران، سندبلاست ساوالان(کلبه هنر)
تبلیغات شما
تبلیغات شما
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 211 کل نظرات : 34 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 3 تعداد اعضا : 1 ● آمار بازدید بازدید امروز : 60 بازدید دیروز : 316 بازدید کننده ارمزو : 14 بازدید کننده دیروز : 24 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 2,277 بازدید ماه : 1,485 بازدید سال : 17,981 بازدید کلی : 613,068 ● اطلاعات شما آی پی : 3.235.29.190 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

انواع بله گفتن عروس خانم ها(طنز)

vahid
0
بازدید : 262

انواع بله گفتن عروس خانم ها(طنز)
عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

عروس لوس: بع……….له!
عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،…، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، … ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، … ، … (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن … !)

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی … اُ یس

عروس خجالتی: اوهوم

عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره…. ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، …، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، … ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و … آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش …

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام …

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین … اعوذ با… من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم …. الی آخر …. ( و در آخر ) نعم

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله … چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! … یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین … (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن … فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست می خوای بخواه نمی خوای هم به درک)

اگه دخترها سربازی برن اینجوری میشه (طنز باحال)

vahid
0
بازدید : 380

اگه دخترها سربازی برن اینجوری میشه (طنز باحال)

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)

کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند…

سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس

سلام معصومه جان

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

صبحانه:

وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید

وا نه، لباسامون خاکی میشه …

آره، تازه پاره هم میشه …

وای وای خاک میره تو دهنمون …

من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار

این چیه؟ شوره

تازه، ادویه هم کم داره

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه

من که نمی خورم، دل درد میگیرم

من هم همینطور چون جوش میزنم

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!

بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟

برو خودت غذا درست کن

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار

فرمانده: کجان اینا؟

معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود…

هوووو….بی شعور

مگه خودت خواهر مادر نداری…

بی آبرو ******** بیرون…

وای نامحرم…

کثافت حمال…

(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟

جوجه بدون برنج

رژیمی عزیزم؟

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:

وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.

آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.

سرباز: آخه گناه داره، طفلکی

 
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا

این جملات را بخوانید و فقط بخندید (طنز)

vahid
0
بازدید : 357

این جملات را بخوانید و فقط بخندید (طنز)
اگر کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر…!!!

***********************

یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟

***********************

میازار موری که دانه کش است… در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست چیزی صادر نشده می توانید بیازارید…!!!

***********************

تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم…!!!

***********************

جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن…!!!

***********************

تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!

***********************

تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست …!!!

***********************

بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی…!!!

ترول های خنده دار و بسیار باحال (قسمت اول)

vahid
23
بازدید : 282

ترول های خنده دار و بسیار باحال (قسمت اول)

ترول های خنده دار و بسیار باحال (قسمت اول)

ترول های خنده دار و بسیار باحال (قسمت اول)

ترول های خنده دار و بسیار باحال (قسمت اول)

ترول های خنده دار و باحال

از خنده نمیری کوچولو !

vahid
23
بازدید : 276

از خنده نمیری کوچولو !

طنز های بسیار جالب کودکانه

 

طوطي سياه

از آقا کلاغه مي پرسند: اسمت چيست؟

کلاغه گفت: طوطي.

پرسيدند: پس چرا رنگت سياه است؟

گفت: آخه توي زغال فروشي کار مي کنم.

 

 

**************************

جواب غلط

پدر: پسرم امتحان رياضي ات چطور بود؟

پسر: يکي از جواب ها را غلط نوشتم.

پدر: عيبي ندارد. پس بقيه سوال ها را درست حل کردي؟

پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقيه ي سوال ها نگاه کنم.

 

 

**************************

گوشت گاو

محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوي شدم.

مسعود: پس چرا من اين قدر ماهي مي خورم، شنا ياد نگرفته ام.

 

 

**************************

دوربين

دکتر: متاسفانه چشم شما دوربين شده است.

بيمار: آخ جون. پس يک حلقه فيلم بدهيد، داخلش بيندازم وچندتا عکس بگيرم.

 

 

**************************

خيار

به مظفر گفتند يک جوک بگو. گفت: خيار.

گفتند: چه بي مزه. گفت: خيلي خوب بابا، خيار شور.

 

 

**************************

تولد

از مظفر پرسيدند: تولدت کي مي شه؟

گفت: اين سه شنبه نه، پنج شنبه ي ديگه.

 

 

**************************

بخير گذشت

مظفر از طبقه صدم ساختماني پرت شد. وقتي به طبقه پنجاهم رسيد، گفت خدا را شکر، تا اين جا که بخير گذشت.

کل صفحات : 40صفحه قبل 1 2...32 33 34 35 36 37 38 39 40 صفحه بعد
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS